برا آخرین بار میام و دیگه هیچ من از تمام مردم آباده غذرخواهی کرده برای آباده و آباده ای آرزوی سعادت بهروزی و کامروایی میکنم خوش باشیک هر کجو هسیک
اول کار مهم البت لاله گون جون ببخشیک یه کمولوک دیر عمل کردم
آقای محسنی سلام و ممنون از اینکه درخواست منو اجرا کردید حالا ازتون می خوام که این نظر رو هم تو صفحه اصلی وبلاگ بذارید:
جناب دانشجوی محترم منم وبلاگی در باره آباده دارم اگه روی حرفت هستی و شهامت داری بیا تو وبلاگ من و نظرت رو بنویس
اینم آدرسش: http://delsoozaneabade.blogfa.com/
حالو دو کلوم حرف حساب خود رئیس جمهور:
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی
خدمت ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
با اهداء سلام
در راستای اجرای هدفهای دولت محترم نهم،دولت عدالت محور جناب آقای احمدی نژاد بر آن شدیم نامه ای در شرح حال شهر مهربانی ها و بافرهنگ آباده به حضورتان تقدیم کنیم شاید که رهگشایی باشد بر دل این شهر به ظاهر آرام و در باطن سوخته
آباده این شهر فرهنگی و دوست داشتنی این شهر رویاهای تمام نشدنی،پستی و بلندی های بسیاری به خود دیده شهری که حدود 85 سال از تاسیس فرمانداریش می گذرد «همزمان با یزد ما نیز فرمانداری گرفتیم اما یزد کجا و آباده کجا» آری آباده پستی و بلندی های بسیاری به خود دیده اما این چندین سال اخیر هیچ بلندی به خود ندیده هر کس آمد حرفی زد و رفت اما عملی در کار نبود چگونه تاخیر در بهره برداری از راه آهن را توجیه کنیم چگونه مطالبات به حق مردم آباده را دریافت کنیم، هر کوره دهاتی را می بینید شهر شد و شهر آباده یکی از بزرگترین شهرستانهای ایران«وسعت آن در حدود سه استان بوده» یکی از شهرهای قدیمی ایران می رود که به کوره دهاتی تبدیل شود آباده ایها باهوش ترین مردم ایرانند اما چه سود که همه آنها به دلیل عدم رسیدگی کافی از آباده رخت بربسته راهی غربت می شوند آباده شهر باسوادهاست آباده شهر پروفسور شهریاری جوانترین پرفسور دنیا شهر استاد جلال ذوالفونون و بسیاری از اساتید و فرهیختگان دیگر که ذکر آنها در حوصله این بحث نمی گنجد اما آیا به آباده آنگونه که شایسته اش است رسیدگی شده ؟..
آقای رئیس جمهور کو آب ماربر که قولش را دادید نه تنها شما بلکه 70 سال است هر که می آید قول میدهد کمی هم به آباده و آباده ای بیندیشید دست نا اهلان را از خاک این شهر ببرید نگذارید که آب و خاک و سنگش را اینگونه به تاراج ببرند بی لیاقتی برخی مسئولان شهر را توجیهی نیست
جناب آقای احمدی نژاد چرا برای احداث کارخانه ها در آباده اینقدر کارشکنی می شود؟ چرا در استان همجوارمان یزد و در شهر ابرکوه زمین شهرک صنعتی متری 10000 ریال است اما در آباده 80000 ریال؟ چرا مسئولین استان،شمال فارس بخوصوص آباده را از یاد برده اند؟
ریاست محترم جمهور ایران اسلامی بگذارید حرف دل شهر آباده که مصداق شعر زیر است را با همان شعر بیان کنم«از آباده به آبادانی»
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من منی که مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست گرچه برای من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس می کنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟
چندان گمان مبر که ز یاد تو غافلم گر مانده ام خموش خدا داند و دلم
جناب آقای دکتر احمدی نژاد ملت نجیب شهرستان آباده با تمام وجود از شما خواهشمندند که آباده را چونان سالهای بسیار پیش به جایگاه اصلی خود برسانید تا همچنان شاهد پیشرفت آباده ایها و در پی آن سرافرازی ایران اسلامی عزیزمان باشیم.
اینک که فرزندان آباده سعی بر دوباره سازی آباده دارند امید است دست یاری که به سوی تان دراز گشته را با همان گرمی غیر قابل وصف همیشگی بفشارید تا غم از چهره شهر و شهروندان زدوده گردد.
بچه های آباده با شما پیمان میبندند در راستای بازگشت آباده به جایگاه اصلی و مورد قبول خود تمام تلاش خود را انجام داده از هیچ کمکی به این مهم دریغ ننمایند.
با احترام و تشکر
مردم دانش دوست و فرهیخته آباده
اینوم بره تموم وبلاگ نویسای آباده ای یا تعطیل کنیک یا کاری.....
یک نفر این جا هست
که سوالی دارد ...
چه کسی پاسخ گوست؟
چه کسیهست که روشنکند اینذهنمرا
و بگوید که چرا؟
کوله پشتی هامان پر از حرف قشنگ
حرف ها رنگ به رنگ
و دریغا که به هنگام عمل
مشت هامان خالی است
از همین روست که هنگام شعار
هرچه مشت است گره خورده و بسته ست
چشم ها هم خسته ست
چه کسی پاسخ گوست؟
ما چه کردیم به جز چند شعار و شب شعر؟
خوردن کیک و سن ایچ
یک تجمع سر پیچ
و تحصن و همایش
و آخر هم هیچ....
چشم وا کن و ببین !
دور فکر من و تو
حلقه های کپک است
دست هامان همگی بی نمک است .
همتی باید کرد
تا که آدم بشویم
دست برداریم ز شعر و زشعار
ز قیافه ز اِفه
همتی باید کرد
مطمئنباش که حلمیشود این معضلعدل
اگر آدم بشویم
مطمئن باش که آن پیرزن کور و فقیر
آن پسر بچه ی تنها و یتیم
فقر را می فهمند
عدل را می دانند
قصه ی ما را هم
از همین روست به ما می خندند
من و تو آمده ایم
تا که انسان بشویم
تا که بگشاییم بند ها از پی هم
عدل یعنی ز تعلق ز منیت همگی وا بشویم
عدل یعنی پر پرواز پرستو بشویم
عدل یعنی من و تو ما بشویم
عدل یعنی که نقاب از رخ خود بر بکشیم
عدل یعنی که بخواهیم که آدم بشویم